| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
حقوق زن و مرد در اسلام - قسمت اول
به نام خدا تفاوت يا تبعيض؟ قسمت اول
ديه
در مجموع و با نگرشى كلّى مىتوان گفت كه تفاوتى بين زن و مرد در حقوق نيست امّا با توجه به خصوصيات و وظايفى كه تكويناً بر عهده مرد و زن نهاده شده، تفاوت هايى نيز در حقوق از جهت تشريعى بين زن و مرد احساس مىشود. اين تفاوتها به لحاظ خلقتى كه زن و مرد دارند، تنظيم شده و تشريع احكام مطابق با تكوين و آفرينش آن دو است و تفاوت غير از تبعيض است، تفاوتها بر اساس ويژگىها و استعدادها تنظيم مىشود و تبعيض بى عدالتى است اما تفاوت در ويژگىها بر اساس حكمت عميق و دقيق تنظيم شده تا هر يك وظايف خاصى را بر عهده گرفته و مكمل يكديگر باشند. بنابر اين بر اساس حكمت الهى بين زن و مرد تناسب وجود دارد و تفاوتها به خاطر ايجاد تناسب بين آن دو است، مثلاً اگر همه انسانها مرد بودند و زنان نيز از لحاظ جسمى و روحى و روانى مانند مردها بودند، مكمّل يكديگر نبودند، بنابر اين تفاوتهاى زن و مرد تناسب است، نه نقص و كمال، قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشترى ميان زن و مرد كه براى زندگى مشترك ساخته شدهاند به وجود آورد.(1) زن براى زن بودن موجودى كامل است و مرد براى مرد بودن موجودى كامل است، هيچ كدام در مرحله خودشان ناقص نيستند. با اين ديدگاه مرد و زن هر دو مساوى هستند و تفاوت بين آن دو در مقام مقايسه است، وقتى مىخواهيم زن و مرد رابا هم مقايسه كنيم، تفاوت بين آن دو وجود دارد. اين تفاوت لازم و ضرورى است، اگر اين تفاوتها نبود، در آفرينش هر دو نقص وجود داشت. اسلام ميان زن و مرد، برابرى ارزش هاى انسانى را بنيان نهاده است ولى از لحاظ وظايف اختصاصي،اسلام براى زن نقش خاصى را قايل است كه با سرشت و طبيعت او سازگار است. اين تكاليف است كه زن و مرد به آن سبب از هم جدا شده اند و اين به معناى تساوى و توازن حقوق و تكاليف زن و مرد است، ولى تشابه نيست. در بينش اسلامي، خلقت جهان هدفمند، حكيمانه و بر اساس لطف خداوند است. بنابراين،تفاوت هاى طبيعى ميان دو جنس، معنا دار و حكيمانه است. خدا به دليل طبيعتِ متفاوت زن و مرد، احكام متناسبى وضع كرده است. چه بسا در روابط اجتماعي، برخى امور براى مردان و برخى ديگر براى زنان ارزشمند باشد، چنانكه تأمين مخارج اقتصادى خانواده از وظايف ارزشمند مرد و تنظيم اقتصاد مصرفى خانواده از ارزش هايى به حساب مى آيد كه زنان در آن نقش محورى ايفا مى كنند. پس اگر برخى مناصب اجتماعي، مردانه به حساب آيد، نمايانگر نگرش فروترى نسبت به زنان نيست، بلكه نمايانگر نوعى تقسيم وظايف براى دسترسى بهتر زن و مرد به كمال است. بي انصافي است كه سوء استفاده هاي ناجوانمردانه (كه ازقوانين صورت گرفته و در تمام نظام ها اين امر ممكن است، چون قانون براي همه است) را به حساب نظام اسلام و قانون آن بگذاريم، زيرا جامعه بانوان شكايت از اين دارند كه با ايشان طبق قوانين و مقررات اسلامي رفتار نمي شود، نه آن كه قوانين خللي داشته باشد، بلكه آن گونه كه شايسته جامعه اسلامي است، قوانين و مقررات اسلامي به طور صحيح در محاكم قضايي به كار گرفته نمي شود. در نظام تكليف و برنامه تكامل انسانى، هيچ تفاوتى بين زن و مرد وجود ندارد و تساوى كامل برقرار است. براى دريافت بهتر اين موضوع، كافى است اين آيه را به دقت بخوانيم: "وَ مَنْ عمل صالحا من ذکر و انثي" هر كه از زن و مرد مؤمن كارى شايسته كند به بهشت وارد مىشود و ذرهاى به او ستم نمىشود، و "إِنَّ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَلْمُسْلِماتِ". خداوند كليه زنان و مردان مسلمان. براى همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است، هم چنين آيات فراوان ديگر مانند: آل عمران، آيه 195- النحل، آيه 97- غافر، آيه 40- حجرات، آيه13. اما در مورد تفاوت ديه زن ومرد مي توان گفت: ديه در اسلام بر معيار ارزش معنوى مقتول نيست، بلكه مربوط به مرتبه بدن انسان است. ديه يك انسان بى سواد با ديه يك انسان عالم يك اندازه است. همين طور ديه يك مرد با تقوا، با ديه يك مرد بى تقوا بنابر اين جهات معنوى از قبيل علم، تقوا و سيادت تأثيرى در مقدار و كم و زيادى ديه ندارد. پس ديه مربوط به مرتبه بدن انسان است وبه آن خون بها مىگويند. حال بايد ديد چرا ديه زن نصف ديه مرد است؟ چرا در اسلام به عنوان قانون، ديه زن نصف ديهمرد قرار داده شده است؟ در قرآن آيهاى تصريح ندارد كه ديه زن نصف ديه مرد است، ولى درباره قصاص فرموده: «الانثى بالانثى؛(2) زن در مقابل زن قصاص مىشود». اين آيه دلالتى بر ديه ندارد. اما فرقى بين زن و مرد در قصاص از اين آيه و آيه «ان النفس باالنفس».(3) استفاده مىشود كه بحث مفصل دارد. در روايات آمده است: امام صادق(ع) فرمود: «دية المرأة نصف دية الرجل؛(4) ديه زن نصف ديه مرد است». در روايات اهل سنت نيز آمده است: «دية المرأة على النصف من دية الرجل؛(5) ديه زن نصف مقدار ديه مرداست». حكم ديه در اسلام با توجه به تفاوت بين زن و مرد تدوين شده است و اين تفاوت نه بر منزلت مرد مىافزايد و نه از مقام زن مىكاهد. (6) تفاوت مرد و زن به خلقت آنان بر مىگردد و جنبه خلقى و فطرى دارد. خلقت مرد ازجهاتى متفاوت از خلقت زن است. مرد از توانمندى جسمى و روحى ويژهاى برخوردار است، بر خلاف زن كه جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد. بر اين اساس وظائف سختترى بر مردان تحميل شده است، از قبيل كار و تلاش براى تأمين غذا و پوشاك و مسكن و سائر لوازم زندگىِ و ايجاد امنيت و نگهدارى خانه و خانواده و دفاع از آنان در برابر تهاجم بيگانگان و حفظ و نگهدارى جامعه و اداره اجتماع و حفظ و امنيت و نگهدارى خانه و خانواده و دفاع از آنان در برابر تهاجم بيگانگان و حفظ و ايجاد امنيت اجتماعى، كه همه وظائف سختى است كه بر اساس توانايىهاى مرد بر دوش او سنگينى مىكند. زن نيز بر اساس توانايى وجودى خود وظائف متناسب دارد. آيه شريفه «الرجال قوّامون على النساء بما فضل اللَّه بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم؛ (7) مردان بر زنان حاكم اند، به جهت فضيلتى كه خداوند به آنان داده و به جهت خرج هايى كه بر گردن آنان نهاده شده است» ناظر به تفاوت خلقى مرد و زن دارد، وضع قوانين هميشه جنبه عامّ و كلّى دارد، چون مردان غا لبا اين چنين اند و زنان غالباً آن چنان هستند، اين احكام قرار داده شده است. وظائف مرد به گونهاى جدا از وظائف زن مىباشد و باعث شده است كه ارزش اجتماعى و وجودى او بيشتر از ارزش اجتماعى و وجودى زن باشد، نه ارزش انسانى، زيرا ارزش انسانى مرد با ارزش انسانى و معنوى زن يكنواخت است. هر دو انساناند. مرد انسان كاملى است و زن نيز با ويژگى هايش انسانى كامل است. اگر زن يا مرد ويژگىهاى خود را نداشتند، كامل نبودند. كمال مرد به مرد بودن او است و كمال زن به زن بودن او. بنابر اين از جهات معنوى و توانايى رسيدن به كمالات اخلاقى هر دو مساوىاند. در ديه جهات معنوى و كمالات قاتل و مقتول تأثيرى ندارد، بلكه ديه، بهاى ارزش اقتصادي مقتول است. اگر مقتول مرد باشد، ديه او بيشتر است، به جهت توانايىها و وظائف سنگينى كه بر عهده او بوده و فعلا بر اثر قتل به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، ديه او كمتر است فقط به جهت ارزش اقتصادي او نه ارزش معنوي او!!!. اين تفاوت است، نه تبعيض. بين تفاوت و تبعيض بسيار فرق است. از طرف ديگردو برابر بودن ديه مرد به اين معنا است كه تمام افراد خانواده كه خرج و نفقه آنان بر مرد واجب است ، از سرمايه مرد استفاده مي برند و بنابراين در واقع اين ديه صرف امور خانواده مي شود كه بخشي از اين خانواده زنان هستند . به خصوص اگر توجه داشته باشيم كه در برخي از موارد كه منجر به مرگ مي شود ، اصولا مردي در درون خانواده نيست تا بيشتر بودن ديه به خود او برسد ، بلكه باز به ديگر افراد خانواده و از جمله زن او مي رسد . پي نوشت ها: 1) 1 - شهيد مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، مجموعه آثار، ج 19، ص 175. -- مجموعه مقالات هم انديشى مسايل و مشكلات زنان، ج 1، ص 202. 2) سوره بقره (2) آيه 178. 3- سوره مائده (5) آيه 45. 4- وسائل الشيعه، ج 19، ص 151. 5- كنز العمال، ج 15، ص 57. 6- با استفاده از زن در آيينه جلال و جمال، آيت اللَّه جوادى آملى، ص 355، با تلخيص و اضافات. 7- سوره نساء (4) آيه 34. پایان قسمت اول |+| نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 1:34 |
|
درباره وبلاگ
![]() بیشتر همیشه کمتر است
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اسفند 1387اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اسفند 1384 آرشيو موضوعی
بررسی فیلمموسیقی دین فلسفی ادبی - شعر نوشته های شخصی - متفرقه پيوندها
ملکا ذکر تو گویندارزش روشنگر فلسفه روحانی مرگ جنین پائیز وحشی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |