تبليغاتX
آنسوی مادیت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مقدمه ای بر وبلاگ و خودم!!!

به نام خدا

 

 

((ماجراهای من و وبلاگ نویسی))

 

اين عكس رو به دلايل رايج درج نكردم(به همين خاطر هيچ ويرايشي نشده در صورت لزوم بعدا توضيح ميدم

 

 

 

بالأخره اون فرصتی که دنبالش بودم و در پست قبلی قول داده بودم که راجع به اهداف این وبلاگ و در حد نیاز و اختصار هم راجع به خودم بنویسم پیش اومد.در مدتی که از پست قبلی می گذره یک کلنجار دائمی با خودم داشتم که واقعاً چطور بنویسم و به چه مطالبی راجع به خودم اشاره کنم که کسی دچار سوءتفاهم نشه و فکر نکنه که وقتش  رو در حال خوندن مطالب یک آدم نارسیست که مطالبش ناشی از خود شیفتگی حادش بوده داره تلف مي كنه.اما با توجه به یک سری وبلاگها و نویسنده های اونها که در پست های بعدی به تفصیل راجع به این بلاگ ها و نویسنده های اونها بحث خواهم کرد مجبورم به بعضی نکات راجع به خودم اشاره کنم که امیدوارم بنابر همون توضیح بالا(خود شیفتگی) قضاوت نکنيد چون اصولاً من این بلاگ رو برای مطرح کردن و ابراز وجود خودم ایجاد نکردم بلکه با توجه به تجربیاتی که در زمینه وبلاگ خوانی در زمینه های مختلف دارم احساس کردم در رابطه با  بعضی دانسته ها و تجربیات خودم مسئولم برای روشن شدن بعضی گمراهی ها و شبهات  مطالبی رو بنویسم.

فکر می کنم تا حدودی متوجه اهداف این بلاگ شده باشین .اما بهتره در ابتدا یک بیوگرافی از خودم، دغدغه هایم،اعتقاداتم،تجربیاتم و علایقم بنویسم تا بعد بنا بر  مسائل ذکر شده مختصراًتوضیح بدم که از این به بعد راجع به چه مسائلی می خوام بنویسم.در اینصورت قضاوت و شناخت شما در مورد صلاحیت من راجع به مطالبی که می نویسم راحت تر میشه.

نويسنده اين بلاگ(اين بلاگ در آينده گروهي ميشه) كسي نيست جز ابوالفضل عادل صدّيق متولد فروردين ماه سال 1363 در مشهد كه هنوزم همون جاست(بالأخره كار خودمو كردم!!!).اجازه بديد از اين جا به بعد جدي بريم جلو .در خانواده اي  مسلمان كه با مذهب آشنايي و دوستي خوبي داشتند متولد شدم كه از اين بابت خيلي خوشحالم.شيعه دوازده امامي هستم.از سنين كوچكي توسط پدرم به جلسات مختلف مذهبي رفتم كه هنوز هم ادامه داره(توسط خودم!!!) و فقط از نظر محتوايي فرق كرده .(منظورم جلساتيست كه ميرم) به جزيك جلسه قرآن كه از همان موقع تا به حال ادامه داره و خواهد داشت.از زماني كه تازه خواندن رو ياد گرفتم مجله معروف دانستنيها رو مي خريدم و مي خوندم و  پدر و مادرم هم باخريدن كتاب ها و بازي هاي مختلف فكري هميشه تغذيه مناسب فكري من رو فراهم مي كردند.يادمه در همون دوران دبستان و راهنمايي به بازديد هاي مختلف صنعتي از كارخانه ها و تأسيسات مختلف توسط پدرم برده مي شدم كه واقعا در زمينه اطلاعات عمومي كمكم مي كرد.خيلي راحت تر از اون كه فكرش رو ميكردم دانشگاه قبول شدم وقتي يادم مياد كه هيچ تلاش جدي براي كنكور دانشگاه نكردم و قبول شدم اونهم هم آزاد و هم سراسري در شهر خودم خندم مي گيره (البته ديپلم من فني و در رشته كامپيوتره و در كنكور مخصوص آموزشكده هاي فني شركت كردم). تا جايي كه يادمه درس رو كاملاً سر كلاس ياد ميگرفتم و در خونه چيزي نميخوندم!!! و در دانشگاه هم واقعاً خارج از كلاس وقت زيادي براي پاس كردن درس ها صرف نكردم البته معتقدم بايد در اين روش تجديد نظر كنم!!!. فعلاً هم منتظر نتايج تكميل ظرفيت دانشگاه آزاد هستم چون اين بار و در  كنكور كارشناسي ناپيوسته كه سختي اون با كنكور قبلي قابل مقايسه نيست روش درس نخوندن و تكيه بر استعدادم جواب نداد!!! و مجبورم به نتايج تكميل ظرفيت اميدوار باشم .

در زمينه ورزش، فوتبال رو خيلي دوست دارم و مدت 3-4 سالي وتا  همين چند سال پيش به صورت جدي در باشگاههاي مشهد فوتبال بازي مي كردم كه با وجود پيشرفت سريع بنابه دلايلي نتونستم ادامه بدم. البته هر وقت بتونم  و زمين هم در دسترس باشه فرصت رو از دست نميدم!!!.وغير از اينها هم بنابر فرصت و موقعيت تمام ورزشهاي رايج رو انجام ميدم و دوست دارم.

 معتقدم انسان يك موجود چند بعدي و پيچيده است و نبايد خودش رو منحصر به يك علم،مهارت و يا كار بكنه و بايد در هر زمينه مفيدي كه علاقه داره فعاليّت كنه و استعداد خودش رو در زمينه هاي مختلف كشف و شكوفا كنه و به اين وسيله زمينه تعالي خودش رو فراهم كنه. مطالعه رو خيلي دو ست دارم چون شروعيست بر فكر كردن و كسب معرفت.بيشتر در زمينه مسائل ايدئولو‍‍‍ژيك،مذهبي،فلسفي،جامعه شناسي،سياسي،تاريخي و روانشناسي مطالعه مي كنم و البته ادبيات رو هم دوست دارم مخصوصا شعر رو، از شاعران كلاسيك سرا،حافظ،مولانا،سعدي،خيام،شمس و ...  و از شاعران معاصر شعر نو سرا،احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث رو دوست دارم البته صد در صد خيلي ها رو از قلم انداختم.

در زمينه رشته تحصيلي خودم با فعاليّت در زمينه سخت افزار و نرم افزار  در شركت هاي مختلف و تدريس  در هنرستان وآموزشگاه هاي مختلف تجربيات خوبي بدست آوردم و البته همدوره بودن با دوستان فعّال  كه در زمينه هاي مختلف مهارت هاي قابل توجهي داشتند هم در دانشگاه خيلي مفيد بود كه اين روابط كم و بيش ادامه داره. اشاره به اين نكته ضروري به نظر مي رسه كه تا نقطه مطلوب و ايده آل خيلي فاصله دارم  كه سعي ميكنم اين فاصله رو كمتر كنم.

در زمينه موسيقي چون هميشه برام يك موضوع سوال بر انگيز و جالب و مثل راز به نظر مي رسه وقت گذاشتم البته در زمينه گوش دادن و  شناخت سبك ها نه در نوازندگي و....مي تونم به جرأت بگم 90% معلوماتي كه در اين زمينه دارم رو مديون دقت خودم در شناخت تفاوت ها و شباهت ها ي موسيقي  های مختلف هستم و البته بقيه رو از مطالعه در اين زمينه در اينترنت و كمك دوستان صاحبنظر در اين زمينه به دست آوردم.بيشتر وقتم  رو روي شناخت سبك راك و بيشتر متال گذاشتم البته با خيلي از سبك هاي ديگه هم آشنايي خوبي دارم و اونهارو مي شناسم.

به عشق آسمانی معتقدم(عشق واقعی ) و در زمینه عشق زمینی هميشه سعي كردم عاشق باشم تعجب نكنين عاشق بودن هم سعي مي خواد چون معتقدم شايد شروع عشق ناگهاني و يا ناخودآگاه باشه اما در ادامه بايد براي اون منطقي پيدا كرد و در راستاي اون منطق گام برداشت وگرنه محكوم به شكستيم.

معتقدم ما براي تفكر و در نتيجه تعالي و كمال آفريده شديم گر چه همانند آنچه در قرآن آمده بسيارند كساني كه فكر نمي كنند و نمي انديشند.پيامبراعظم(ص) فرمود:(( يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است)) به نظرشما چرا؟

 باتعصب كور شديداً مخالفم و به نظر من كساني كه تعصب كور دارند اهل فكر و منطق نيستند.منظورم از تعصب كور،موافقت يا مخالفت شديديست كه پشت آن هيچ منطق و فكري قرار ندارد و به تقليد يا عادت صورت مي گيره.مثلاً من در مورد دينم تعصب دارم امّا نه تعصب مسيحيان كه ندونم واقعاً چرا بايد تعصب داشته باشم و روي اون پافشاري كنم يا اصلاً به اين فكر نكنم روي چه چيزي تعصب دارم و بايد ازش دفاع كنم،تعصبي مورد نظر منه كه بعد از مطالعه وتفكر به وجو د اومده باشه وبراي اون دلايل و منطق قوي وجود داشته باشه.به نظر من اسلام اينقدر منطقي و قوي هست كه با آشنايي كمي هم که به(ظاهر) آن داريم روي آن تعصب داشته باشيم.منظورم كلاً از اسلام  اسلامي است كه داراي منطقي قويست (شيعه دوازده امامي) كه خوشبختانه هيچ گونه مورد غير منطقي در آن وجود نداره و تمام مشكل دشمنان و مخالفان با اين فرقه است.اگر غير از اين فكر مي كنيد يا با اصل دين اسلام(شيعه)آشنايي نداريد و اين دين را با افراد مدعي اون تو جامعه مقايسه مي كنيد يا حتما به دام خرافاتي كه توسط دشمنان و دوستان بي خرد  به اين دين وارد شده(بدعت) گرفتار شديد اگر غير از اينه منصفانه قضاوت نمي كنيد.

 

خوب با توجه به بيوگرافي پراكنده و نه چندان مدوّني كه از خودم ارائه دادم مي خوام به مسائلي كه در اين بلاگ خواهم پرداخت بپردازم.از اونجايي كه مسئله اي بزرگتر و مهم تر از معنا،معنويت و عالم ماوراء و مسائل مربوط به اون كه واقعاً خلاء اون روز به روز بيشتر ميشه سراغ ندارم اسم اين بلاگ رو "آنسوي ماديت" گذاشتم و مي خوام راجع به هر چيز كه مادي نباشه و وراي اون به حساب بياد در اين بلاگ بحث كنم.يكي از دلايل اصلي راه اندازي اين بلاگ اين بود كه بعد از اينكه به مرور،وبلاگ خواني من پيشرفت كرد و وبلاگهاي زيادي رو خوندم،مخصوصاً در زمينه موسيقي متال و مخصوصاً بلك متال ويا وبلاگ هاي ضد دين،ضد خدا و يا مروج شيطان پرستي واقعاً براي اين همه گمراهي تأسف مي خوردم و مثلاً فكرش رو بكنيد يك نفر تو بلاگش مطلبي در 3 تا5 خط مي نوشت  و نتيجه مي گرفت  كه خدا وجود نداره!!! به من چه حالي دست ميداد.واقعاً همچنين افرادي متوجه نيستن كه راجع به مسئله اي به اين مهمي خيلي خيلي بيشتر از اينها بايد بحث و بررسي كرد!!!.اين جا باز هم تأكيد مي كنم من دچار حس خود برتر بيني نيستم و اين حرفها رو از روي شيفتگي به خود يا غرور نمي زنم فقط احساس مي كنم که آشنایی با منطقی از يك دين منطقي قوي دارم كه مي تونه باطل بودن اين عقايد رو با منطق  مشخص كنه نه تعصّب .

 از اونجايي كه تعداد اين افراد گمراه و بلاگهاي گمراه كننده كم نيست احساس مسئوليت كردم و اين بلاگ رو راه اندازي كردم.به مسائلي  كه كلاً مي خوام در اين بلاگ راجع بهش صحبت كنم و الان يادم هست تيتر وار اشاره ميكنم كه هم آشنا بشين و هم اگر خواستيد بگيد كه كدوم موضوع رو زود تر شروع كنم.

-توحيد(خدا و راههاي خدا شناسي و اثبات وجود خدا)

-عدل الهي

-معاد(زندگي پس از مرگ)

-موسيقي(غير ازمتال!!!)

-موسيقي METAL و سبك هاي مختلف آن(در صورت نياز بگيد كه در اين موردبنويسم)

-آسيب شناسي موسيقي METAL

-نقد و بررسي سبك هاي DEATH METAL و BLACK METAL

-نقد و بررسي Metal و Black Metal در ايران

-فلسفه (از نظر صاحبنظران)

-فلسفه دين

-فلسفه هاي مادّي(فلسفه هاي منكر (معنويت)ماوراء و خدا)

-بررسي مسيحيت

-بررسي يهود

-بررسي اسلام و دلايل برتري بر ديگر اديان

-سير تاريخي فلسفه اسلامي

-عشق

-مدرنيسم و پست مدرنيسم

-حقيقت و مصلحت در اسلام

- فرشتگان و جنّيان

-شيطان

- ماجراهاي ما (ايرانيان)و فرهنگ!!!

و…

هر كدام از اين موارد ممكنه چند پست طول بكشه چون بنابراهميّت موضوع قصد دارم كامل و جامع بنويسم.اينها مطالبي بود كه در زمان نوشتن اين مقدمه يادم بود و اهداف كلي رو مشخص  كردم كه بنابر مقتضيات جامعه و مطالعات خودم بيشتر از اين چند مورد ذكر شده خواهد بود.البته ممكنه بعضي موارد بنابر اهميّت و وسعت موضوع در بلاگ "روشنگر فلسفه روحاني" و با كمك ديگر دوستان نويسنده اين بلاگ مطرح بشه.

 

در پناه حق

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در سه شنبه بیستم تیر 1385 و ساعت 1:39 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar