| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
گفت و گو با قرآن
((به نام خدا)) گفتم: خستهام
گفتم: هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!
گفتم: تا كی باید صبر كرد؟
گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره كنی تمومه
گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتم: دلم گرفته
گفتم: اصلا بیخیال! توكلت علی الله
گفتم: خیلی چاكریم و من الناس من یعبد
الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا
و الآخره
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 16:10 |
|
درباره وبلاگ
![]() بیشتر همیشه کمتر است
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اسفند 1387اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اسفند 1384 آرشيو موضوعی
بررسی فیلمموسیقی دین فلسفی ادبی - شعر نوشته های شخصی - متفرقه پيوندها
ارزشروشنگر فلسفه روحانی مرگ جنین پائیز وحشی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |