تبليغاتX
آنسوی مادیت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
محرم آمد

به نام خدا

 

 

خاك خونين

 

چون قدم بر خاك خونين داشتي       بذر غيرت در زمين مي كاشتي

 

زهر عشق حق به حمد آويختي       در ركوعت مي به ساغر ريختي

 

قبله تو عشق و مستي قتلگاه        اين مشايخ قبله هاشان بر گناه

 

گويمت از هفت رنگان مو به مو         خرقه پوشان دغلكار دورو

 

سجده بر پست  و رياست مي كنيم         با خدا هم ما سياست مي كنيم

 

كونشاني كه شما اهل دليد       جمليگيتان بر نماز باطليد

 

مي چكد شك بر سر سجاده ها      واي از روزي كه افتد پرده ها

 

ما خدايان زيادي ساختيم    مال مردم را به خود پرداختيم

 

شير حق برخيز وقت كار شد   بر سر ني رفتنت انكار شد

 

كاخها گرديده مسجد سرفراز   صد ركعت تزوير دارد هرنماز

 

سجده در مسجد حسينا مشكل است   اين بنا از دل نباشد از گل است

 

اين خسان با مال مردم زنده اند    جملگي اندر نماز و سجده اند

 

دم ز راه و رسم سلمان ميزنيم   لاف اسلام و مسلمان ميزنيم

 

كاشکی از نسل سلمان مي شديم   لحظه اي يك دم مسلمان مي شديم

 

 

شعر:مهدي شريفي

خواننده:عليرضا عصار

آهنگساز و تنظيم كننده:فواد حجازي

 

دانلود آهنگ

 

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 2:58 | 
ادبی

به نام خدا

 

بنا بر مناسبت و باتأخیر این شعر رو تقدیم می کنم. منتظر نظرات و  برداشت های شما هستم.

                

((خانمی که شما باشید))

 

حضور تو اتفاق بزرگی است

درفهرست نام های محبوب ما

که در گیر زمین مانده ایم

که از آفتاب دور مانده ایم

که تقدیرمان

به تاریکی می زند

درفقدان روشنایی تو

 

خانمی که شما باشید

ما در این نیمه تاریک جهان

درگیر بن بست های بی انتهای زمین مانده ایم

درگیر قانون تلخ زیستن در سایه

و اگر حضور تو در حوالی ما نباشد

اگر یادآوری نام تو

و تکرار حضور تو در روزگارمان نباشد

سخت خواهد گذشت

خانمی که رنگ آبی تان چشم آسمان را می زند

 

شعر از فرزانه نامی- مجله چلچراغ شماره 203

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 2:59 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar